ای مرا آزرده از خود؛ گر پشیمانی بیا
نغمه های ناموافق؛ گر نمی خوانی بیا
تا كه سر پیچیدی از راه وفا، گفتم: برو
جز وفا؛ اكنون اگر راهی نمی دانی بیا
یك نفس با من نبودی مهربان، ای سنگدل
زان همه نامهربانی؛ گر پشیمانی بیا
تاب رنجوری ندارم، در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی كه جانم را برنجانی ، بیا
خود تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی
تا نفس دارم اگر در فكر درمانی بیا
دشمن جانم تو بودی، درد پنهانم ز توست
با این همه شكوه ها ، گر راحت جانی بیا
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:54  توسط دختر بختیاری
|






