تبليغاتX
تی به رهت ایمهنم

 

به نام خدا

با عرض سلام و تسلیت سالروز شهادت نهمین اختر تابناك اسمان امامت و ولایت  خدمت شما دوستان عزیزم

امام جواد (علیه السلام) به عیادت یكی از یارانش كه بیمار شده بود رفت و در بالین او نشست و دید او گریه می كند و در مورد مرگ، بی تابی می نماید.

فرمود:" ای بنده ی خدا! از مرگ می ترسی؟ از این جهت كه نمی دانی، مرگ چیست؟ آیا اگر چرك و كثافت، تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد، و جراحات و زخمهای پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه ی این چركها و زخمها را از بین می برد، آیا نمی خواهی كه وارد حمّام شوی و بدنت را شستشو نمائی و از زخمها و آلودگیها پاك گردی؟، و یا میل نداری به حمّام بروی و با همان آلودگی و زخم ها باشی!"

بیمار عرض كرد: البتّه دوست دارم در این صورت به حمّام بروم و بدنم را بشویم.

امام جواد (علیه السلام) فرمود:" مرگ (برای مؤمن) همان حمّام است، و آن آخرین پاكسازی آلودگی گناه، و شستشوی ناپاكیهاست بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه ی اندوه و امور رنج آور رهیده ای و به سوی خوشحالی و شادی روی آورده ای"

بیمار از فرموده ی امام جواد (علیه السلام) قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد، عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار، دلهره و نگرانیش از بین رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:29  توسط دختر بختیاری  | 



 

 

ای مرا آزرده از خود؛ گر پشیمانی بیا
نغمه های ناموافق؛ گر نمی خوانی بیا


تا كه سر پیچیدی از راه وفا، گفتم: برو
جز وفا؛ اكنون اگر راهی نمی دانی بیا


یك نفس با من نبودی مهربان، ای سنگدل
زان همه نامهربانی؛ گر پشیمانی بیا


تاب رنجوری ندارم، در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی كه جانم را برنجانی ، بیا


خود تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی
تا نفس دارم اگر در فكر درمانی بیا


دشمن جانم تو بودی، درد پنهانم ز توست
با این همه شكوه ها ، گر راحت جانی بیا

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:54  توسط دختر بختیاری  |