باغ ِبه این بزرگی نصیب ما غوره شد
شهر ِ به این بزرگی نصیب ما کوره شد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:35  توسط دختر بختیاری
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 8:47  توسط دختر بختیاری
|
من گریه نخواهم کرد من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد
فریاد زنم فریاد:
من عشق نمی خواهم
معشوق نمی خواهم می خندم و می رقصم
فریاد زنم فریاد :
اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم
من درد جدا بودن بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خوردافسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم بر چهره معشوقم
اوخوب و وفادار ست من خسته و رنجورم
امروز چنان دیروز افسوس نخواهم خورد
من یادگرفتم عشق بیگانه نمی داند
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:12  توسط دختر بختیاری
|






