تبليغاتX
تی به رهت ایمهنم

در این دنیای وانفسا که شیطان حکم میراند

 

دریغا درد انسان را که می فهمد که می داند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:34  توسط دختر بختیاری  | 



چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خیال آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح وظهر نه غروب نیامدی

دعا کنید این جمعه جمعه موعود باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:19  توسط دختر بختیاری  | 



 

محبت  هزینه ای ندارد،مهربان باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:43  توسط دختر بختیاری  | 



یاد عشق

کسی یـادی از عشق آخــر نکرد

نگـاهـی بـه زخــم کبو تــر نکرد

در این کوچه ها این دل بی قرار

بـیادت شبی بی غـزل سـر نکرد

بـجـز چشمــه نـوش لـبـهــای تـو

لبـان عطــش را کســی تر نکرد

به جــان عزیزت کســی مثل من

غـزلــهای چـشـم تو از بـر نکرد

کسی مثـل تـو بـا صـفـا وصبـــور

مـرا آشـنـــا بـا صنـــوبـــر نکـرد

بنـازم بـه ایـن دل کـه بی روی تو

خـیــال دو چشــمــان دیــگر نکرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 15:26  توسط دختر بختیاری  |